محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

217

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

مرتد گشتند و از پرداخت زكات ، سرباز زدند . حذيفه ايشان را به توبه فرا خواند ، ولى نپذيرفتند و پيامبر ( ص ) را دشنام دادند . . . و به رجزخوانى پرداختند . . . حذيفه اين مطلب را به أبي بكر نوشت . متن نامه در دست نيست ( بنگريد : پيمان شمارهء 282 / 7 ) . سپس أبو بكر ، عكرمة بن ابو جهل را بدانجا گسيل داشت . ولى در تباله بود كه نامه أبو بكر به دستش رسيد : « با همراهان خويش ، به سوى مردم دبا راه بپوى » . اين نخستين گروه بود كه أبو بكر ، به سوى از دين برگشتگان روانه ساخته بود . ( 1 ) 79 نامهء ( 1 ) خالد از سرزمين بلحارث ( 2 ) به پيامبر خدا ابن هشام ص 959 - 960 ؛ طبرى ص 1724 - 1725 ؛ عبد المنعم خان ش 44 / 1 ؛ عمر موصلى ج 8 ورق 29 ب - 30 ألف ؛ الأهدل ص 80 . مقابله كنيد : ابن سعد ج 1 / 2 ص 72 ( ش 123 ) ؛ إمتاع الأسماع ، مقريزى ، 1 / 501 . بنگريد : اشپرنگر ، 3 / 509 . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر به ( حضور ) محمّد پيامبر فرستادهء خدا از خالد بن وليد : درود و رحمت و بركات آفريدگار بر تو باد اى پيامبر خدا . همانا من همراه تو خداوندى را كه جز او خدايى نيست ، مىستايم . پس از سپاس و ستايش پروردگار ، اى پيام‌آور خدا ! مرا به سوى قبيلهء بنى الحارث بن كعب روانه كردى و فرمان دادى آنگاه كه نزد آنان رفتم ، تا سه روز با ايشان پيكار نكنم و آنان را به اسلام فرا خوانم . چنان چه اسلام آوردند ، از آنان بپذيرم و شعائر اسلام و كتاب خدا و سنّت پيامبرش را به ايشان بياموزم ، و اگر اسلام نياوردند ، با آنان پيكار كنم . من نزد ايشان آمدم و همانگونه كه پيامبر خدا ( ص ) فرمان داده بود ، سه روز اينان را به اسلام خواندم و سوارانى را ( با پيامى ) سوى ايشان روانه كردم : اى مردم قبيلهء الحارث ! به اسلام روى آوريد تا گزند نبينيد ؛ و ايشان بىآنكه پيكار كنند ، اسلام آوردند . و من اكنون در ميان اين مردم هستم و اينان را به آنچه كه خدا فرمان داده است ، فرمان مىدهم و از آنچه كه آنان را بازداشته است ، بازمىدارم ؛ و تا رسيدن دستور پيامبر خدا ( ص ) ، شعائر اسلام و سنّت پيامبر را به ايشان مىآموزم . درود بر تو اى پيام‌آور خدا .